شبها به ماه ديده ، تو را ياد ميکنم / با مه فسانه گفته و فرياد ميکنم
شايد تو هم به ماه کني ، ماه من نگاه / با اين خيال ، خاطر خود شاد ميکنم
کي گفته نفرين ميکنم ، غصه به تو حرومه
خوشبختي تو گل من ، هميشه آرزومه
براي رسيدن به توست که پرواز ميکنم ، نکند قفس باشي !
قفس ديدم رهايي يادم آمد / تو رفتي بي وفايي يادم آمد . . .
...
خدايا من چه سازم ، خسته راهي درازم
نه فرهادم که مرد از داغ شيرين ، نه ايوبم که با دنيا بسازم . . .
.
.
.
درويش کوچه هاي تنهاييم ، کاسه ي گدايي مرا سکه ي نگاه تو کافيست !
.
.
.
فقط درد دلم را در جهان پروانه ميداند / غمم را بلبل تنها و دور از لانه ميداند . . .
.
.
.
در را باز کن خبري دارم ، قلبم را بشکاف نامه اي دارم ، نامه را باز کن ، دوستت دارم . . .
.
.
اي عشق مرا به شط خون خواهي برد / چون قيس به وادي جنون خواهي برد
فرهاد صفت در آرزويي شيرين / دنبال خودت به بيستون خواهي برد . . .
.
.
.
سالها پرسيدم از خود کيستم ؟ آتشم ؟ شورم ؟ شرارم ؟ چيستم ؟
ديدمش امروز و دانستم اکنون او به جز من ، من به جز او نيستم . . .
.
.
.
اين منم پنهانترين افسانه ي شبهاي تو / آنکه در مهتاب باران شوق پيدايي نداشت
خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم / زير باران نگاهت شعر معنايي نداشت . . .
.
.
.
زمان غارتگر غريبيست ، همه چيز را مي برد جز حس دوست داشتن را . . .
.
.
.
يک نامه پر از ماه و تو را دارم ياد / در پاکت گل گذاشتم دادم باد . . .
.
.
.
زيباست وقتي قلبي داري که صاحبش خودت هستي
اما زيباتر آن است که دوستي داري که قلبش تو هستي . . .
.
.
.
آرام ترين تپش قلبم را تقديمت ميکنم تا بداني که ارام بخش وجودمي . . .
.
.
.
خدايا ، به فرشتگانت بسپار که در لحظه لحظه نيايش خويش
عشق مرا از ياد نبرند . . .
.
.
.
تو آسمون چشم تو يه بنده حقيرم
|
Content Rating : 91
|
Number of scores : 26
|
Points : 26