69.به سلامتی سیم خاردار!
که پشت و رو نداره...
به سلامتی دریاکه ماهی های گندیده شودورنمیریزه...
به سلامتی اونی که باخت!
تارفیقش برنده بشه.
70.بی تواین فاصله ها طاقت من را برده، ساعتم زنگ زده عقربه هایش مرده،کاش باور کنی از دوری تو دلتنگم این دل خسته ام از دوری تو پژمرده.
71.khandei talkhe adama hamishe az del khoshi nist / gahi shekastane deli kamtar az adam koshi nist / gahi in del inghadr tang mishe ke geryeam kam miyare/ ye harfe kheili sadeam gahi cheghadr gham miyare.
72."ســـــ♥ـــلام"
می دونی دارم چی ميخورم...؟حسرت يك لحظه ديدن♥ تــــو.
73.میگن هیچ عشقی تو دنیا،مثل عشق اولی نیست،میگذره یه عمری اما،از خیالت رفتنی نیست،داغ عشق هیشکی مثله،اونکه پس میزندت نیست،چه بده تنها شی وقتی،هیچکسی هم قدمت نیست...
74.دیگرفرصته برای پیامک دادن نیست
دست واژه هارامی گیرم
وبه دیدنت می آیم
دلتنگیت درهیچ پیامی نمی گنجد.
75.تنها شادي زندگي ام اين است كه هيچ كس نمي داندتاچه حد غمگينم.
...
76.محبت سکه است! اگر در قلک دل افتد، نمیتوان آنرا برداشت! مگر آنکه دل را بشکنی.
77.به دنبال واژه نباش کلمات فریبت میدهند، وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش برود فاتحه کلمات را باید خواند!
78.روي خاكيم يادمان
نمي كنند واي به روزي كه خاكمان
كنند!
79.خداياانكه درتنهاترين تنهاييم تنهايم گذاشت خواهشي دارم تودرتنهاترين تنهايي اش تنهايش نزار.
80.هميشه بهترين ارزوم اين بودكه هرجى ازخدا مىخواى خدابرات براورده كنه ولى نميدونستم كه ازخداميخواهى نابودبشم!
81.اى دل ساده بكش دردكه حقت اين است.اززمانه بشودل سردكه حقت اين است.هرجه كفتم مشوعاشق نشنيدى.ديدى اخردم مردانه به جزلاف نبود بكش ازمردم نامردكه حقت اين است!
82.قديما شاهی بود برای سرگرمی خود بازی اي ساخت که دونفر برروی سنگ ترازو بروند.
وهرکس که وزنش کمتر بود کشته شود. از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم من برای اینکه یارم زنده بماند،روزها غذانخوردم. روزمسابقه من خودم را سبك گرفتم غافل از اينكه يارم به خود وزنه بسته بود!
83.برایت آرزو می کنم بهترین هایی راکه هیچ کس برایم آرزو نکرد.
84.اينجا در دنياى من گرگها هم افسردگى مفرط گرفته اند،ديگر گوسفند نمى درند،به نى چوپان دل ميسپارند و گريه ميکنند.
85.باورم شدپاک بودن ذلت است،عاشقی سوزاندن حیثیت است،باورم شد عشق هالحظه ای ست،بی وفایی قسمتی اززندگیست.
86.هر كوزه پرآب كه شب ساغر ما بود، نوشيدن آن با تو شبي باور ما بود، افسوس كه بعد از تو دگر مست نگشتيم، هر چند كه صد ساقي ومي ياور ما بود.
87.به سلامتي رفيقي كه تو رفاقت كم نذاشت ولي كم برداشت تارفيقش كم نياره...
88.زندگي سوختن وساختن است بي جهت تجربه آموختن است زندگي كهنه قماري بيش نيست اين چه قماري است كه همش باختن است.
89.به سلامتي، بعضیا روزگارمردشون میکنه، بعضیا مرد هستن و اين روزگار نامردشون میکنه،
90.عمرى ديواربوديم وتكيه گاه رفقا
اكنون خراب شديم وخاك پاى رفقا.
91.دگر دل کندم ازیاران دگر در خود فرو رفتم/مپرس از اعتبار من دگراز رنگ و رو رفتم/دریغا از رفیقانم مرا بیگانه میخوانند/مرا چون شمع کشتند و مرا چون پروانه میرانند.
92.چرارونقاشیهابیخودی سایه میزنی/این همه حرف خوب داریم حرف گلایه میزنی/اگه منودوست نداری اینوراحت بهم بگو/ چراباحرفات ونگات بهم کنایه میزنی.؟
93.تاتواني به جهان باهمه كس يارمشو
خويش راخارنكن لوتي بازارمشو
تكيه برخلق مزن؛عازم گفتارمشوبابشردرهمه جامحرم اسرارمشوباچنين طايفه اي مونس وغمخوارمشوماكه رفتيم ونديديم وفاازدوستان؛تو رفاقت بااين جماعت نكن.
94.Naya baran zamin jae ghashangi nist!
Man az ahle zaminam khob midan k,,gol,,dar aghde zambor ast..
Vali sodae bolbol darado parvane ra ham dost midarad...
95.اگه ازیادتورفتم اگه رفتی توزدستم اگه یاددیگرونی من هنوزعاشقت هستم باوجوداینکه گفتی دیگه قهری تاقیامت باتموم سادگی هام
گفتم اما!به سلامت شایداین خوابه که دیدم هرچه حرف ازتوشنیدم قلب ناباورمن گفت من به عشقم نرسیدم
پیش ازاین نگفته بودی غیرمن کسی روداری توی گریه توی شادی سرروشونه هاش بذاری تورومی بخشم وهرگزدیگه یادت نمی افتم بروزیبای عزیزم توگرونی...من چه مفتم.
99.ماراازكودكي به جدايي عادت داده اندهمان جدايي كه روي تخته سياهمان نوشتند خوب ها_بدها.
100.من پذیرفتم شکست خویش را، پندهای عقل دور اندیش را، من پذیرفتم که عشق افسانه است، این دل درد آشنا دیوانه است، میروم شاید فراموشت کنم، در فراموشی هم آغوشت کنم، میروم از رفتن من شاد باش، از عذاب دیدنم آزاد باش، آرزو دارم نفهمی درد را، "تلخی" برخوردهای سرد را...
101.نفسهايم بي تو بوي خاكستر سيگار پيرمردي راميدهد كه به جواني از دست رفته اش مي انديشد، اما نه، انگار در نبودنت پيرتر از پيرمردي شده ام كه در زير سايه عصايش نشسته و با خدايش حرفها دارد...
102.عارفی راپرسیدند:روی نگین انگشترم چه حک کنم که وقتی شادم به آن بنگرم وهروقت غمگین هستم به آن نظرکنم،گفت:حک کن"میگذرد".
103.دیدی آنراکه توخواندی به جهان یارترین.سینه راساختی ز عشقش سرشارترین.آنکه میگفت منم بهرتوغمخوارترین.چه دل آزارترین شدچه دل آزارترین...
104.دست هایت تکیه گاهم بودونیست،عشق توپشت وپناهم بودونیست،حیف آن وقتی که عاشق شددلم،چیزسبزی درنگاهم بودونیست،عشق;این سرمایه بازاردل،آب این روی سیاهم بودونیست،یادآن روزهای باهم بودن بخیر عاشقی تنهاگناهم بودونیست...
105.ازكسانيكه ازمن متنفرندممنونم آنها مراقويترميكنند
ازكسانيكه مرادوست دارندممنونم آنان قلب مرابزرگترمیکنند
ازکسانیکه مراترک میکنندممنونم آنان بمن می آموزندهیچ چیزتاابدماندنی نیست
ازکسانیکه بامن میمانندممنونم آنان بمن معنای دوست رانشان میدهند(کوروش کبیر)
106.درتصاويرحكاكی شده بر سنگهای تخت جمشيدهيچ كس عصبانی نيست.هيچ كس سواربراسب نيست.هيچ كس رادرحال تعظيم نمي بينيدهيچ وقت درايران برده داری مرسوم نبودهيچ مردی برخانواده خيانت نميكرددربين اين صدهاپيكرتراشيده شده حتی يك تصويربرهنه وجودندارداين آداب اصيلمان است:نجابت،قدرت،احترام،وفاداري,مهرباني،خوشروئی
بفرست براي همه ايرانيان تايادمان باشدكه چه بودیم وچه شدیم.
107.اسم زیبای توراخال زدم بر بدنم تاکه محفوظ بماند نام تو در کفنم.
108.به سلامتی زنجیری كه صد سال زیر برف و بارون می مونه،می پوسه،ولی از هم جدا نمی شه.امیدوارم بمونیم،بپوسیم،ولی از هم جدا نشیم.
109.بسلامتی عقابي که تو آسمون به پرش مینازه، بسلامتی پولداري که رو زمین به پولش مینازه،بسلامتی ما که هیچی نداریم و به رفیقامون مینازیم¡¿
110.دربازي دل، نگاه من
مست توبود٠
هربرگ دلم شكسته
پابست توبود٠
من شاه دلم را به
زمين انداختم٠
اماچه كنم كه تك
دلم دست توبود.
111.كاش هميشه دركودكى ميمانديم,تا بجاى دلمان سر زانوهايمان زخم ميشد.
112.دلگیرم ازتمام الفبای بی کسی به خصوص این پنج حرف .ف ا ص ل ه .
113.تکیه بر دیوارکردم خاک برپشتم نشست/دوستی باهرکه کردم عاقبت قلبم شکست/تیکه بر دیوارکردم خاک بر فرقم نشست/خاک بر فرقش نشیندآنکه یارازمن گرفت.
114.دلا ياران سه نوع انداكرتوداني/
مالي اند،زبانی اندوجاني/
به مالي نان بده ازدربرانش/
نوازش كن به ياران زباني/
وليكن يارجاني رابدست آر به پايش جان بده گرمي تواني.
115.شبی ازدرد دل گفتم قلم را،بیابنویس احوال دلم را/قلم گفتابروبیچاره عاشق،ندارم طاقت این کوه غم را.
116.یاد دارم از دبستان در کتاب،درس اول صحبت از نان بود و آب...آنچه را در خردسالی خوانده ایم،همچنان در جستجویش مانده ایم.
117.قصه اصحاب کهف یک شوخیست
اینجا اگر یک روز بخوابی تورا از یاد می برند.
118.نشستم پای مشروب گفتن بخور به سلامتی کسی که دوسش داری پیک و به لبم نزدیک کردم ولی نخوردم گفتم به سلامتی کسی که از وجود اون زنده ام گفتن تو که هنوز نخوردی گفتم سلامتی اونو توپاکی میخوام نه تو مستی... من هم خاطرتو توپاکی میخوام نه تومستی.
119.به دست خود نمکدان دو عالم را نمک کردم،به چشم شور خود دیدم که دستی بی نمک دارم.
120.روزى باخودم فكرمیكردم اگراومراغريبه اى ببيند،شهررا به اتش خواهدكشاندولى حالا حاضرنيست كبريتى روشن كند تاببيندمن كجايم!
121.قسمت این است كه در فاصله ها پیرشویم، واسیر غم تنهایی تقدیرشویم، قسمت این است كه يک عمرمسافرباشیم،تاازاین دور زدنهای زمان سیرشویم!
122.Pesar negahi be dokhtar kardo va goft hala k kenar sahel hastim bia y arezo ghashang bekunim,dokhtar ba bi meyli ghabul kad,pesar cheshmashu bast va goft kashki ta akhare dunya asheghe ham bemunim...bad be dokhtar goft hala to arezoto bego dokhtar cheshashu bast va kheili bi tafavot goft,kashki hamin alan dunya tamum besh...vaghti cheshashu baz kad pesaru nadid faghat chand ta hobab ro ab did.
123.مبارکم باشه شبه تولدم/چقد شلوغه خودمموخودم/یه کارته تبریک،چند تا شمعه خاموش/خودم گرفتم خودمودر اغوش/هدیه توبه من یه کادوی خیالی/اتاقه بی چراغو،منودستای خالی.
124.هوا گرفته بود.
باران میبارید.
کودکی آهسته گفت:
خدایاگریه نکن،درست میشه.
125.پشت پا خوردم ز هر کَس که گفت یار منه،
چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه،
هرکه دستی از محبت حلقه کرد بر گردنم،
دیدم این دست محبت،حلقه دار منه...
126.دو تا رفيق بودن همش با هم شراب مي خوردن،تااين که يکيشون مي ميره،اون يکي ميره مي خونه،به ساقي ميگه دو پيک بريز ساقي ميگه چرادوتا؟ ميگه يکي واسه خودم يکي به ياد رفيقم.يک سال مي گذره،دوباره مي ره مي خونه،به ساقي مي گه 1 پيک بريز ساقي مي گه رفيقتو فراموش کردي؟ ميگه نه خودم توبه کردم، اينو به ياد رفيقم مي خورم.
127.توبه کردم که دگر باده پرستی نکنم، می ننوشم نکشم اربده مستی نکنم، مست بودم که چنین توبه مستی کردم، عهدبستم که دگر توبه زمستی نکنم، عهدبستم که دگر می نخورم درهمه حال،یارب یاراگر ساقی شودمی بدهدمن چه کنم؟
128.يه روز سرد برفي،با دلم مثل پرنده،لب حوض کنار نرده/هرچى گشتم جایه گرمي،بهتر از قلبت نديدم،ميشه دوستم داشته باشي؟
آخه بيرون خيلى سرده!
129.گاهي بايد ديواري از تنهايي دور خود كشيد...
نه واس اينكه از ديگران دور باشي
بلكه واس اينك بدوني...
واس كي ارزش داري ك اونو بشكنه...
130.سه پيام از كورش كبير : اگر كليد درى را ندارى قفلش نكن ،،اگر كسى را دوست ندارى خردش نكن و اگر دستى را گرفتى رهايش نکن.
131.دیروز می مردند و فراموش می شدند آرام آرام اما امروز چه راحت قبل از این که بمیرم فراموش شده ام!
132.يه لحظه هايي هست كه دلم واست تنگ ميشه اسم اون لحظه ها رو گذاشتم هميشه.
133.کوچه رادیدی به وقت شب چه تنهامیشود.بی تو ازآن کوچه هم تنهاترم...
134.کهنه فروش تو کوچمون داد میزد.کهنه میخریم.وسایل شکسته وپاره وپوره میخریم .بی اختیار فریاد زدم قلب شکسته هم میخری گفت اگر ارزشی داشت کسی اون رو نمیشکست.
135.نوشته هایم را که در غم فراقت نوشته بودم کس دیگری خواند و گریست،
مانده ام که خنده تو از چه بود؟
136.گریه نمی کنم یه چیزی رفته توی چشمم
به گمانم
یه خاطره است.
137.دیگر دلم به هیچ سلامی خوش نمیشود
همه سلام ها آغاز یک خداحافظی اند و اغلب آنها تلخ!
برای همین تلخی خداحافظی را در همان سلام اول میچشم!
138.چقدر با من غریبه شده ای!
من که آشنای تو بودم چه شد که دیگر مرا نمیشناسی؟
اما نه،
دلیلش را خوب میدانم!
تو حق داری،
یک لحظه دوری از تو آنچنان مرا شکسته که دیگر چشمان زیبایت مرا نمیشناسد،
آری من غریبه ام!
|
Content Rating : 16
|
Number of scores : 4
|
Points : 4